اصلا یه طوریم
خستم
نمی دونم خودم خستم،روحم خستس،دلم خستس، خسته از حرفای عمیقی که تو دلم مونده،خسته از اینکه هیچ کسی نمیدونه چه حالی دارم،خسته از دردایی که هر چی جمعشون می کنم تمومی نداره....
خسته از انتظارم، از حال خوبی که هر چی می گردم پیداش نمی کنم... خستم آنقدر خسته که زورم به خستگیام نمیرسه...