همیشه یکی از بچه های دانشگاه رو میدیدم که دورش چه شلوغه و فلان ،منم باهاش اوکی نبودم ولی یه سری نزدیکم نشسته بود ،کل زندگیشو فهمیدم 😶تنهای تنهام نیست ولی امروز با یه حال بد و جای سرم دیدمش ،تنها عجیب بود برام ...
قشنگ معلوم بود حال هیچی رو نداره و مریضه
تهشم کلی دوست و آشنا هم ببینیم بازم تنهاییم ،من همیشه غر میزدم ولی دیگه نمیزنم 😂ایشون که این همه دورش شلوغ بود این شد ،توقعی از هیچکی ندارم