من ۱۲ ساله ازدواج کردم اهل تهرانم شوهرم اهل کرج من کارم تهرانه ولی اون کرج، من کارمتد زسمی هستم به احتمال زیاد میتونم منتقل شم کرج اون کازش دست خودشه ولی کلی زحمت کشیده اونجا کارشو گسترش داده بخواد بیاد تهران باید از صفر شروع کنه
زندگی مشترک رو از زیر صفر شروع کردیم، اون یه ماشین داشت که ۹۰ درصرش قسط بود منم یه پس انداز کمی اندازه جهازم داشتم
اون موقع تهران نمیتونستیم خونه بگیریم (الانم نمیتونیم البته) واسه همین رفتیم کزج یه خونه قولنامه ای ۳۹ متری خریدیم اون موقع من رسمی نبودم و نمیتونستم مناقل شم کرج واسه همین هر روز میومدم تهران سر کار و برمیگشتم، راه دور ترافیک وحشتاک سرما گرما مترو شلوغی چه روزای بدی، شوهرمم رفیق باز تا ۲ شب با دوستاش بیرون بود من بدبخت تنها، صبحپ من ساعت ۵ بیاید میومدم بیرون واسه همین اصلا نمیدیدیم همو
۶ سال اونجا نشستم بعد باز یه مقدار پول گذاشتیم یه جای ۷۵ متری قولنامه ای خریدیم دو سال بعدش پسرم دنیا اومده بود و مرخصی زایمان منم تموم شده بود باید برمیگشتم سر کار واسه اینکه مامانم که دماوند زندگی میکرد بتونه بیاد پیشم پسرم بمونه، اومدیم تهران یه خونه اجاره کردیم الان سه ساله تهرانیم و یک ساله دیگه پسرم میره مهد
تو این مدت یه آپارتمانم دماوند خریدیم ولی اگه هردوشم بفروشیم باز نمیتونیم غرب تعران خونه بخریم ققطم میتونیم غرب زندگی کنیم چون محل های دیگه، شوهرم رفو و آمدش خیلی سخت میشه
شوهرم میگه با پول این دوتا آپارتمان میشه کرج یه خ نه نسبتا نو و دو خوابه و راحت تو محل خوب بگیریم ولی تهران نمیتونیم، حتی برای تجاره هم تهران باید جای کوچیک و تنگ و تاریک و بدون آسانسور باشیم
ولی من متنفرم از کرجمیرم اونجا حالم بد میشه
از طرفی مادر و تنها خواهر من دماوند زندگی میکنن مامانم اینا نزدیک ۷۰ سالونه، الان نه ولی ۷ یا ۸ یا ۱۰ سال دیگه به کمک بچه هاشون نیاز پیدا میکنن، نمیتونم اونا رو فقط به امید خواهرم بذارم منم وظیفه ای دارم در مقتبلشون، برم کرج دیگه خیلی ازشون دور میشم و برای رسیدگی بهشون مجبور میم هفته هفته وهر و پسرمو تنها بذارم، اگرم الان منتقل شم کرج دیگه نمیتونم برگردم تهران
من ۱۷ سال سابقه کار. دارم و حداقل ۱۳ سال دیگه باید کار کنم. من واقعا تهران رو ددست دارم ولی خوب. با توان مالی ما سطح زندگیمون اینجا پایین تر از کرج خواهد بود
شوهرمم از تهران و ترافیک و شلوغی و کثیفیش متتفره و مدام داره به جونم غر میزنه، من هیچ دوست و فامیلی کرج ندارم بد اینکه ۸ سال اونجا زندگی کردم ولی چون صبح زود میرفتم شب میومدم اونجا با کسی دوست نشده بودم..
حالا چیکار کنم برمم کرج یا تهران بمونم