دیشب تولدم بود دوستم سوپرایزم کرد با این کیک
بعد نشد ازش ی عکس بگیرم آخه خواهرامم اومدن اصلا یادم نبود الان از نصفشو ک برا شوهرم کنار گزاشته بودم گرفتم اینم البته الان میخوام خودم بخورم 😆
دیشب اخر شب سر اینکه لباس تو خونش ی کوچولو پاره بود قبلا گفته ولی یادم رفته بود بدوزم اینقد دعوا ک شب با گریه خوابیدم
الان صبح هم باز دوباره حرف دیشبو پیش آورد و دعوا راه انداخت
منم از لجش این کیکو میخورم تا آروم شم 😂😂