چندماه پیش برام خواستگار اومد
مامانم قبولش نکرد
بخاطر شرایطی که داشت خودم از پسره خوشم اومده بودم اما مامانم میگفت شرایطتش خوب نیس چون طرف هیچی نداشت فقط ۱ماشین داشت
پسره مخ منا زد ک باهاش دوس بشم ۲ماه باهاش بودم بعد مادرش خیلی دخالت میکرد نمیخواس من با پسرش باشم بعد ی روز زنگم زد گفت براچی با پسر من حرف میزنی
وقتی زنگ زد گفت اینا دستام میلرزید حالم خیلی بد شد
همون روز ۳ساعت بعدش پسره باهام گف من نمیتونم باهات باشم:)الان ۲هفتس از اون روز میگذره حالم عجیب بده روز ب روز بدترم من خودم پسره را خیلی دوسش داشتم بهش گفتم صبر کن من خونوادما راضی میکنم اما صبر نکرد قبلش خیلی قولا بهم داد که میمونم پات حتی دست رو قران گذاشت
اما رفت:)پسره اخلاقش خیلی خوب بود اما خونوادش خیلی مهم بودن براش دوست نداشت پدر مادرش ناراحت باشن:)
ب نظرتون امکانش هست که برگرده پیامم بده؟
دلم میخواد پیام بده اما جوابشا ندم چون خیلی غرورما شکوند