_ دوستان من ۴ساله ازدواج سنتی کردم ۲۵سالگی الان ۲۹سالمه
شوهرم ۳۸.
..
_ازروز اول شاهد خودارض..مخفیانه همسرم بودم بارهابارها ..تاالان.
_همیشه من پیش قدم بودم در رابطه
_اون یکبارم پیش قدم نشده اون هم هفته یکبار .
_بدون نعوظ
_بدون هیچ پیش نوازی..
_سال دوم رفتم سونوگرافی ازمایش ،گفت تخمک عالی وقتش باردار شی همه چیت عالی.
_گفتم همسرم بچه نمیخواد.
_واز سال سوم ازدواجمه که من صبح شدید زیرشکمم دردمیکنه
_ریزش مو ،کمر درد وپادردشدید ،افتادگی پوست روزنه باز شدم _وازسال سوم حس من کمترشده و ازهمسرم بدم میاد مثل خانومامن بایدنازش بکشم هیچ تمایلی نداره
_وامسال که سال چهارمه اصلا دیگه من میلی بهش ندارم بدم میاد ازش وگفتم بریم دکتر میگه من مشکلی ندارم
درصورتی که اصلا تاحالانخواسته ..
و _من مجبورم هردوروز خودارضایی میکنم ، حالم ازخودم زندگیم بهم میخوره .
شوهرم درونگراس باورکنید یکلامه بامن حرف نمیزنه .خیلی سرد خشک بام ولی برادیگران نه ، حتی بیرون نمیاد
من فقط شدم اشپزش .همینم تشکرالکی نمیکنه
همش توفکر ،درس مشغله کاریش.
وحتی برام نه عروسی نه طلای
مادرش شدید دخالت میکنه
وخونوادش بیشترحقوقشو به بهانه ای همش ازش میگیرن
بنظرتون چکارکنم من خیلی تلاش کردم زندگی خوب درست داشته باشم اما اصلااینگارلیاقت زن و نداره نمیدونم چرازن گرفته