شیشه که تو صورت مامانم خورد شد نمیدونم ترسیدم یا ن ولی دختر داییمو محکم تو بغلم گرفتم
اومدیم پایین هم همه اومدن کمک مامانم. ولی من ترسیدم سمتش برم
یه حس عجیبی دارم
نمیدونم پنج دقیقه بعد ریلکس بودم ولی دستام میلرزید تا الان عادیه ؟
همش فکر میکنم اگه یه اتفاقی میوفتاد براشون چی میشد
عجیب سر مرگ خودم نمیترسیدم