دختر داییم بهم پیام داد ناراحتم
من امسال اشپزخانه تاسوعا و عاشورا کمک میکردم با تن خسته میامدم خونه
دخترداییم میگه خودتو میگیری در صورتیکه اینطور نیست اصلا نیست ای خدا دارم میمیرم از ناراحتی 😭 به مادرم گفتم من وقت نمیکنم شمع روشن کنم لیست شمع هایی که نیت کرده بودم نوشتم دادم به مادرم زن دایی ام و دختر دایی ام هم بودن
هستین اسکرین پیام را بذارم😭
واقعا نمیدونم چطوری باهاش کنار بیام
خودش هم میدونه اشپزخانه کمک میکردم
پیشش تاسوعا رفتم ولی عاشورا اصلا وقت نشد برم
کار اشپزخانه زیاد بود
اینهمه سال دوستی و رفاقت بشه این😭