امروز روضه بود همه جمع بودن فامیل
بحث احساسی بودن شد همه گفتن تو بدون احساسی
الانم که فکر میکنم میبینم راست میگن
عزیزترینم تموم کرد یک قطره اشک نریختم
بچه دوساله تصادف کرد خونی مالی
مغزش رو زمین فقط نگا کردم بعدش برا مامانم تعریف میکردم خنده ام میگرفت
با نامزدم قهربودم اومد جلوم زار زار گریه کرد با اینکه علت خاصی نداشت نبخشیدم
دوستم تصادف کرد تن سردش گرفتم ولی برام عادی بود
چیکار کنم بی تفاوت نباشم
الان ک میبینم واقعا انگار عجیبه