بعد از چندین سااااال دارم میرم خونه مادربزرگ و پدربزرگ مرحومم رو ببینم.میگن داره فرو میریزه.ولی دلم برای باغچه و تنو ر وسط حیاطش لک زده.از الان گریه م گرفته.کل خاطرات کودکیم اونحا بود.اصلا نمیدونم میتونم تحمل کنم یا نه.ولی حالا که تا این روستا اومدم،نمیتونم نرم.دارم حاضر میشم .دعا کنید بتونم چمدون مجردیای مامانمو از توش پیدا کنم براش بیارم
نی نی سایت همه ناشناسن به همین خاطر همه راحت حرف دلشونو میزنن سخت نگیرید. گوربا دوست ، چای دوست و طبیعت دوست . Ceraunophile# ای عشق تو مگذار ! ای عشق تو مگذار! که من به پیری برسم