خیلی دنیای بدیه مادر خودت میگه آبرو داریم با غصه با هر سر شکستگی برو زندگی کن که من سرم بالا باشه تو فامیل بچه هام طلاق گرفته نیستن
والا بعضی جاها انگار قتل عمد کرده کسی طلاق گرفته
سکی از خواهرای خودم که تازه باهاش صمیمی ام تقریبا مشکلاتم براش گفتم گفت خودت انتخاب کردی گفتم باشه علم غیب نداشتم حالا رفتاراش دیدم میگم خودم غلط انتخاب کردم طلاق یعنی غلط کردم جورشم مجبورم بکشم.
بعد برگشت گفت میخوای برگردی خونه پدر مادرمون مادرم غصه دار کنی تو از اولم تو درس و انتخاب رشته هاتم اشتباه کردی گفتم درس خون بودم باشه انتخاب رشته اشتباه خیلیا کردن جرمه گناهه اینا چه ربطی داره برای زندگیمم صبوری کردم طرف اهل تغییر نیس تا زنده ام بسوزم چه خبره مادرم جلو فامیل بگه داماد دارم یعنی اون مادر فکر دل بچه اش نیس طلاق اصلا خوشحال کننده نیس حتی اونی خودت بخوای و راضی باشی راه آخریه که از روی ناچاری هست حالا یکی به ناچاری رسید بقیه خانوادهاش خواهراش مادرش جای اینکه دستش بگیرن بلندش کنن باید شروع کنن تو از بچگی ناسازگار بودی
تو انتخاب رشته درستم اشتباه بود
تو برو با غصه زندگی کن مادرم خوشحال باشه
دارم فکرش میکنم شوهرم غریبه اس اگه در حقم بدی کرده اینا که دنیا آوردن و هم خونشون هستم چه حمایتی میکنن
بین موندن و طلاق ام هنوز موندم خدا به آبروی امام حسین معجزه وار امسال از بلاتکلیفی به سمت خیر و صلاح و دل خوش و آرامش زندگیم تغییر بده
میخوام زندگی کنم خودم انتخاب کنم حتی به غلط چون یه بار فقط فرصت زندگی دارم برای دل بقیه زندگی کنم خودم کی زندگی کنم تو قبر
مشکل اینه بعد طلاقم تو خونه از مادر و خواهر باید تو سری بخورم سنم ۳۴ هست و طلاق گرفته با این سن شهر ما شانسی نداره دیگه باید پیر شدن تو خونه پدر یا ازدواج با زن مرده سن بالا بپذیره خدایا کمک کن