مادر من افسردگی داره
هر وقت فامیل میشینن برام تعریف میکنن که اوایل ازدواج چقدر زن پر جنب و جوش و شادی بوده و تو تمام مجلس ها میدرخشیده و سر و زبون دار بوده دلم میگیره
تا جایی که یادمه به خاطر داروهاش همش یا خواب بوده یا اگرم بیدار بوده فرقی به حال من نداشته
تک دخترم و بار سنگینی رو به واسطه بیماری مادرم تحمل کردم
وقتایی که یه دخترو میبینم که مادر اکتیو و حواس جمعی داره که پشتوانه محکمی برای دخترشه دلم برای خودم می سوزه
مادر نقش خیلی خیلی بزرگی تو زندگی فرزند داره حتی در تعیین آینده بچش ☘