دارم درس میخونم یهو مامان بابام این عزرائیل اومدن نشستن رو سرم ،همسایمون سگ داره شب تا صبح واق واق میکنه ما باهاش مشکلی نداریم اصلا اذیت نمیشیم باابام اومده زنک زده به همسایه میگه هلنا داره برا کنکور میخونه صدای سگه اذیتش میکنه وااااااای من واااااااااااای من آخه چرا منو بهانه میکنه روم نمیشه روم نمیشه تو چشای همسایه مون نگاه کنم به من چهعههههه به من چهههههههههههههههه مامانم میگه بعد قبول نشی همسایه دلش خنک میشه من ریدم تو این زندگی