سلام عزیزان
لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم
همسرم اهل یکی از روستاهای زنجانه
یعنی ۵۵ سال پیش اومدن تهران و اونجا یه خونه دارن که گهگاهی میرفتن چند روز میموندن و برمیگشتن
۵ ،۶ سال آخر که پدر شوهر خدابیامرزم مریض بود دیگه کسی نمیرفت دهاتشون
امسال تابستون مادر شوهرم تنها رفته مونده اونجا
یکی از برادر شوهرا چند روز پیش با زن و بچش رفتن دیدنش که اونجا مادر شوهرم با عروسش دعواشون میشه و بزن بزن میکنن
در حالیکه تمااااام آتیشا از گور مادر شوهر لاشیم بلند میشده
اینم بگم که اون عروسی که باهاش دعوا کرده خاله من میشه
یعنی با خالم جاری هستیم
حالا همسرم گیر داده عاشورا بریم دهات ما که منم مامانمو یه ماهه ندیدم ببینمش
از یه طرف حالم از اون عفریته بهم میخوره نمیخوام ببینمش
خوشمم نمیاد همسرم تک بره اونجا چون میدونم دو نفری خیلی خر کیف میشن
اینم بگم که یه بچه یه ساله هم دارم کلا خیلی سخته رفتن اونجا
ولی اصصصصلا دوست ندارم همسرم تنهایی بره
به نظرتون چیکار کنم ؟