2777
2789
عنوان

نظر میخوام

224 بازدید | 20 پست

سلام عزیزان

لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم

همسرم اهل یکی از روستاهای زنجانه

یعنی ۵۵ سال پیش اومدن تهران و اونجا یه خونه دارن که گهگاهی میرفتن چند روز میموندن و برمی‌گشتن

۵ ،۶ سال آخر که پدر شوهر خدابیامرزم مریض بود دیگه کسی نمی‌رفت دهاتشون

امسال تابستون مادر شوهرم تنها رفته مونده اونجا

یکی از برادر شوهرا چند روز پیش با زن و بچش رفتن دیدنش که اونجا مادر شوهرم با عروسش دعواشون میشه و بزن بزن میکنن

در حالیکه تمااااام آتیشا از گور مادر شوهر لاشیم بلند می‌شده

اینم بگم که اون عروسی که باهاش دعوا کرده خاله من میشه

یعنی با خالم جاری هستیم

حالا همسرم گیر داده عاشورا بریم دهات ما که منم مامانمو یه ماهه ندیدم ببینمش

از یه طرف حالم از اون عفریته بهم میخوره نمیخوام ببینمش

خوشمم نمیاد همسرم تک بره اونجا چون میدونم دو نفری خیلی خر کیف میشن 

اینم بگم که یه بچه یه ساله هم دارم کلا خیلی سخته رفتن اونجا

ولی اصصصصلا دوست ندارم همسرم تنهایی بره

به نظرتون چیکار کنم ؟


خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با زور و سختی هم شده،برو

شوهرم میگه از این به بعد هر ۲ ماه یه بار میخوام برم

با اینکه از دهاتشون حالم بهم میخوره ولی حاضرم باهاش برم به شرطی که اون عجوزه اونجا نباشه

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
برید سریع برگردید مثلا ۲ ساعته زیاد نمونید

اگه بریم روز تاسوعا راه میفتم ،عاشورا سر شب برمیگردیم

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
اصلا نزار تنها بره به هیچ عنوان سختی به جون بخر اما نزار تنها بره،منم ازاین مادرشوهرای اشغال دارم خد ...

اینا هم دقیقا همینن

با خالم دعوا کرده چون داشته میسوخته که تو چرا اومدی یعنی با پسرم تنها میشدم


خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
جو گرفتتش...چند بار بره،حوصلش سر میره...محل نده اصلا به حرفاش

میگه اگه تو نیای پس فردا هر جور شده خودم تک میرم

بعد هر کسی که بشنوه حرفای دو طرف دعوارو حق و به خالم میده

ولی اینا چون اون پیر سگ مامانشونه کلااا طرف اونو میگیرن و میگن کار خوبی کرده

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
اینا هم دقیقا همیننبا خالم دعوا کرده چون داشته میسوخته که تو چرا اومدی یعنی با پسرم تنها میشدم

یکی نیست بگه آخه پیر خرفت ناراحتی برای پسرت چرا زن گرفتی آخه چرا دختر مردمو میارین بعد نمی‌تونید ببینیدش مادرشوهر من برای پسرش زن گرفت که یه وقت دوس دختر نبره بیاره 

یکی نیست بگه آخه پیر خرفت ناراحتی برای پسرت چرا زن گرفتی آخه چرا دختر مردمو میارین بعد نمی‌تونید ببی ...

حالا مادر شوهرمون فامیل نزدیک هم هست باهامون

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
برو کم بشین

از تهران باید بریم تا اونجا

بریم دیگه ۱۰۰ درصد شب و اونجاییم

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش👨‍❤️‍💋‍👨
حالا مادر شوهرمون فامیل نزدیک هم هست باهامون

فامیل به نظرم بدتره،خاک برسرشون،برای من که دوست مامان بود حالا مامانم مریض شده هار شدن مامانم خوب بود پدرشونو درمیاورد،انقدر اذیت میکنن خواهر شوهرم تو جوونی جدا شده و دیگه ازدواج نکرده با مادرشوهرم زندگی میکنه سنش زیاده اینا جفت میشن اذیت میکنن انقدر مارن مادر و دختر انقدر پستن یکی نیست بگه پیر سگا سنی ازتون گذشته،چند وقت پیش از روی پس اندازم یه انگشتر نازک خریدم رفتم خونه خواهر شوهر بزرگم همه رو دعوت کرده بود ما و مادرشوهرم و خواهر شوهرپیر سگم زود رفتیم خواهر شوهر سگم گفت نگار انگشترتو تازه خریدی گفتم آره مادرشوهرم میرفت بالا میومد پایین که چرا خریدی داشت آتیش می‌گرفت نمیدونم چرا تا یجیز میخرم به چشمش میاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز