از پسرم از نق هاش بهونه هاش ،نمیدونم کجای زندگی بدی کردم ک اینقد اذیتم میکنه ،من عاشقشم ولی بااینکع خوب بد تشخصی میده بهونه میکنه ،میبرمش جای کسی میاد خونمون اینقد گریه میکنه امشب بردمش خونه دوستم باگریه شدید اوردمش خونه ،کاری کرد بزنمش الان خودم خستع ام کلی براش توضیح میدم ک مامان دیر وقته باید بریم ولی موقع رفتن کمیشه چنان کاری میکنه لطفا لطفا حالم گرفته است نیاید سرزنش کنید منم یزید نیستم بذم میاد کسی بچع اش بزنه ولی امشب دیگع اینقد حالم بد کرد ک الهی دستم قطع بشه زدمش