یکی از فامیلامون ( پسر ) موقعی که شب شد و خودمون بودیم با دختر داییم سرشو گذاشت رو پام همه جا تاریک بود بعد پا شد خیلی عادی بدون معذرت خواهی گفت عه این پای تو بود ( من زبونم قفل شد نتونستم بگم زودتر سرت وردار ) هنگ بودم ۱۵ دقبقع سرش رو پام بود
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.