سلام بچه ها من و همسرم سه سال و سه ماهه ازدواج کردیم و به طور قانونی و عاطفی ۴ ماهه اقدام به جدایی کردیم
شوهرم اعتیاد داشت و مش.روب میخورد که از من پنهون کرده بود و حدود یکسال پیش گفت میره شمال کار کنه و گوشیش آنتن نمیده زنگ نزنم که اینجا گندش در اومد که کمپ بوده دوبار دیگم همراه باباش دوتایی رفتن کمپ برای ترک
شوهرم اخلاقای نسبتا خوبی داشت جلوی جمع قربون صدقم میرفت باهام مهربون بود برام خوراکی و اینا میخرید و بقول خودش عشقش رو جار میزد اما بسیار اعصاب خورد کن بود و مثه بچه دوساله رفتار میکرد طوری که حالمو بهم میزد
در کنار اینها خودم متوجه هول بازی و چشم چرونی هاش بودم
خانوادش بشدت دخالت میکردن حتی در همخوابگی های من و شوهرم دخالت میکردن و نظر میدادن نذاشتن من یخچالم رو و کاشی های خونم رو به خواست خودم بخرم و کلی عذابم دادن
شوهرم شخصیت بشدت بچه ننه ای داشت و طوری بود که مامانش اگه میگفت زینب خر.ابه میگفت درست میگی مامان !!!
بسیار دهن بین بود
و یبار به خاطر اینکه من چتش رو با یه خانوم میانسال دیدم من رو کتک زد طوری که از پهلو درد نمیتونستم بلند بشم و خواهرمم شاهد ماجرا بود
یبار گوشیش دستم بود و متوجه کامنت های بسیار زشتی (جنسی)شدم و خیانت پیامی شد
جلوی خانوادم بهم گفت دله و هرزه
پشت سرم میشینه و حرف میزنه
و هم خودش و هم خانوادش فحش های بسیار زشتی به من دادن
و همسرم هم یبار گفت خواهر و مادرتو گا...دم
حالا از نظر شما
سازش یا طلاق؟