کمرم خم شده از غم،خیلی دلم برای مادرم میسوزه باید چقدر زحمت بکشه تا یه لقمه نون بخوره منم هیچ کاری نمیتونم براش بکنم یه ازدواج فوقالعاده مزخرف داشتم احساس میکنم افریده شدم که شاهد غم وفقر مادرو خواهرو برادرام باشم چرا زندگی باما اینطور تا میکنع مگه ما چیکار کردیم