2777
2789

منم خسته ام و کلافه 

بزن باران که دین را دام کردند... شکار خلق و صیدخام کردند... بزن باران خدا بازیچه ای شد...که با آن کسب ننگ و نام کردند ❤️🤍💚 و به تاریکیِ امـروز قسم؛ که بلندای شبِ شـهر به سـر خواهـد شـد ✨🕊️🤍 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ظرفارو تازه شستم، باز یه ظرفشویی جمع شده حوصلم نمیگیره ولی باید برم بشورم

از یه طرفم دارم کشتیکج زنانو میبینم 😂

با افتخار پرورده کردم 💃🏻❤ سال ها بعد درباره ی ما خواهند نوشت: مردمانی بی تصمیم ⁩در حاشیه ی جهان خویش، گران زندگی میکردند اما ارزان میمردند.... درخواست دوستی ندید اصلا قبول نمیکنم ❌❌

برای فردا ناهار غذا درست کردم منتظرم دم بکشه

نه از زندگی خسته نیستم

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

از دست بچم خل شدم دعواش کردم با قهر خوابید حالا عذاب وجدان دارم ....که چرا خودمو کنترل نکردم 

دعواش کردم پرتش کردم رو رخت خواب...(نه محکم)ولی خب با حالت دعوایی

اون فک میکرد بازیه پاشده بود با خنده باز ادامه میداد .یک شب چنان بپر بپر میکرد از استرس مردم گفتم الانه که هر لحظه همسایه پایینی بیاد بالا 

خیلی با زبون گرفتم تهدید کردم افاقه نکرد 

آخر دعواش کردم و داد زدم و برقو خاموش کردم و بزور خوابوندم 

و حالا انقد مظلوم خوابیده حس میکنم شِمر هستم 

هرجا مشاعره بود تگم کنید

حالا چرا الان پختی؟

همسرم ناهار میبره. 

خونه نبودیم تا بیاییم‌دیر شد

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز