2777
2789
عنوان

تجاوز

10417 بازدید | 115 پست

من حدودا وقتی ۶ یا ۷ سالم بود 

یه پسر دایی دارم که اون موقع یه گوشی داشت من هر موقع گوشی رو ازش میخواستم که باهاش بازی کنم میگفت باید بیای پیش خودم بازی کنی من هر جور میشستم میگفت نه اینجوری بشین ( طوری بود که کف پاف به زمین چسبیده بود زانوهام بالا بود ) و با من ور میرفت منم اون موقع بچه بودم نمیدونستم چیکار میکنه 

این موضوع اصلا یادم نبود حالا چند وقت پیش به طور اتفاقی یه جرقه ی خورد به ذهنم یهو یادم اومد اوایلش اصلا حالم خیلی بد بود الانم ذهنم خیلی درگیره هر وقت میبینمش حالم ازش بهم میخوره واقعا کاش هیچوقت یادم نمیومد بدبختی که هست من اینو تو مهمونی ها خیلی زود زود میبینم 

واقعا حالم بد میشه و ذهنم تا چند وقت درگیره 

شاید برای شما چیز مهمی نباشه ولی نمیدونم حس خیلی بدی بهم دست میده 

بنظرتون پیش مشاوره برم 

یه راه کار بدید از این حس بد خلاص شم 

کمکم کنید

من الان ۱۷ سالمه 

اون ۲۵

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

منم دو ماه پیش شد 💔💔💔💔داغون شدم💔کامل انجام شد هزار بار آرزو مرگ میکنم

آخی عزیزم 

کی این کارو کرد

پسرم امیدوارم جوری بزرگت کنم که سال ها بعد به خودم افتخار کنم 💗💗  حسرتت در دلم مانده تا ابد،تو با قلب دیوانه ی من چه کردی🥺

آخی عزیزم کی این کارو کرد

یه آقایی بود ۴۵ سالش بود میگفتم خانمم بهم خیانت کرده  خانمم بده مهریه میخادو...

می‌گفت خسته شدم دلم میخاد با ینفر باشم فقط باهاش پردو دل کنم 

من هر شدم... و بعد از چند ماه‌ بهم....🥲💔😭

۲۰ سالمه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

استخدامی

mersaar | -7 ثانیه پیش
2834
2835
2108