خواهر زاده منم اينجوري بود يا تو خواب ميخورد يا تو حركت خواهر بيچارم همش گردنش گرفته بود همش بغلش ميكرد راه ميبرد تا بخوره
الان بزرگتر شده يه كم بهتره ولي بازم هر از گاهي بغلش ميكنه راه ميبره تا بخوره ميگم خرس شده ماشااله كمر برات نمونده ولي خوب عشق مادريه ديگه