پسر داییم دو سال ازم کوچیکتره تا سه چهار سال پیش حرف میزدیم خوب بودیم با هم ولی نمیدونم الان اسکول شده چی شده قیافه میگیره با خودش فک میکنه کیه مثلا میاد با همه دست میده با من دست نمیده چند بارم به مامانم گفتم بگو کلاا با من دست نده خوشم نمیاد یه روز دست میده یه روز نه من کشته مردش نیستم که پسره احمقو یه بار میخواستم تلافی کنم ننش کنارش وایساده بود با خودم گفتم الان ننش میبینه فکر میکنه چه داستانی دارم باهاش خلاصه که خیلی رو مخه اصنم ازش خوشم نمیاداا ولی اون با خودش فک میکنه عاشقش شدم قیافه میگیره😐 الانم تازگیا خود به خود با ماکات کردن خانوادگی ننش نمیاد خونمون کلا درگیرن با خودشون😐
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.