من فقط تو را میخواهم
فقط تو را
فقط میخواهم تو را..
تحت تاثیر بگذارم
ای خود برترم
بیا در جسم من لانه کن
مرا از سقوط نجات بده
بیا باهم سقوط کنیم
سپس
تکامل پیدا کنیم
ای ذره ی نور
این کالبد بی تو..
مرده ای است
که در قبر خوابیده
فقط تو را میخواهم
فقط تو را....
برای زندگی
ای فراتر از ماده
ای وجود خداوندی
ای منی که از من پنهانی
خود را در آینه نشانم بده
ای تکه ای از پازل هستی
بیا موسیقی خود را نشانم بده
بیا تا، تاریکی این خاک...
در کنار نور تو
یین ویانگ شود
که تو خدا نیستی ..
و بی جسم و قالب نمیشود باشی
چون کمی
و قالب هم..
بی تو جز خاک چیزی نیست
ای قطره که هدیه ی خداوندی
بیا انسان شویم
تا هستی دایره وار ادامه پیدا کند
تا زمان صعود
تا زمانی که فراتر از درد رویم
فراتر از رنج..
فراتر از هستی
درک کنیم..
ما فراتر از گردش دیوانه وار
زمین و ثانیه ایم
و از تکرار پرهیز کنیم
ایمان به شک برسد
دریا به آسمان
آن زمان که یکی شدیم
صعود کنیم