به شوهرم گله کردم اومدم سفر به من زنگ نزد نه خواهرت نه جاری .با اینکه اونا سفر رفتنی من زنگ زدم
شوهرم هم تو تلفن گفته بهش .اونم گفته من پنج روز خونه تنها بودم مامان نبود .زنت زنگ نزده بیا خونمون
منم به شوهرم گفتم رنگ زدن نمی خواد خونه برادرشن خودش بیاد .دو سال پیش دخترم گریه کرد عمه بیاد خونمون نیومد گفت میرم خونه .بعد معلوم شد خونه جاری کوچک مونده .منم سر این زنگ نمی زنم
حالا میگه زنگ بزن دعوت کن .با لحن صمیمی .بعد من گفتم پیش خودت میرنگم نگی سرد بود .اونم گفت اصلا نمی خواد بزنگی