حالا من برعکس خواب دیدم شوهرم یه زن خوشگل گرفته دوتا هم دختر داشتن انقدر خوشبخت بودن و همو دوست داشتن 😬😥بعد تو خواب تو یه مراسمی بودیم که زنونه بود شوهرم اومد به یکی از خانما گفت میشه زن و بچه ی منو صدا کنین بریم😒بعد زنه هم با خوشحالی دست دختراشو گرفت و دنبال شوهرم رفتن😰منم نگاشون میکردم😂😂
بعد سحر بود از خواب پریدم دیدم شوهرم بغلم خوابیده منی که صبحا اصلا بیدار نمیشدم بدرقش کنم واسه کار اون روز صبح زود یه صبحونه مشتی واسش درست کردم و حسابی تحویلش گرفتم انگار ده برابر عاشقش شده بودم و میترسیدم بره با اون زنه😄