من شوهرم تهرانه اومدم قم خونه مادرم بمونم تا عاشورا وتاسوعا بدون همسرم خیلی بی قرارم
ولی به اصرار خانوادم اومدم همش میگن نمیای ببینیمت دلمون تنگ میشه از طرفی مادرم حال نداره باید پیشش باشم
ولی خیلی استرسی ام بخاطره پانیکم
شما ها چی؟چقدر از شوهرتون دور میمونید؟اصلا طاقت میارید؟
تازه ۵ساعته گذشته از برگشتن شوهرم دارم دیوونه میشم