دیشب رفتیم باغ تا ۲ صبح نشستیم با دوستاش پسرمم تو باغ خوابوندم امروزم با خانوادش ناهار بردیم من سر ناهار گفتم جوجه ها همش استخونی منو کشید کنار گفت از سرتم زیادی برای چی غر میزنی میگی باده یا مگس هست خواهرم زنگ زد گفت بیاید شام باغ الان میگه من نمیام خستم پسرمونم خستس اگه خودش بود منو جر میدادبنظرتون چ عکس العملی نشون بدم
هیچی.خیلی ریلکس و بدون دعوا آماده شو خودت و پسرت برید.بهشم بگو فلانی جان حالا که خسته ای استراحت کن اگر روبراه شدی و حوصله داشتی بعدا بیا.اصصصلا ضعف نشون نده.