2777
2789
عنوان

بعد از زایمان

137 بازدید | 9 پست

اولش میخواستم برم خونه خودم و به مادرم بگم بیاد خونه ما و چند روز پیشم بمونه.

ما با مادرشوهرم اینا تو یه ساختمونیم و می‌دونستم مادرم و خونوادم اینجا راحت نیستن و مادرم خودش میگفت برم خونه اونا. 

ولی من نمی‌خواستم همسرم تنها باشه و خونه خودم راحت تر بودم.

ولی شنیدم خونواده همسرم (منظور درجه دو ها هستن مثل خاله و دایی همسر و ... )رسم دارن که بعد زایمان همشون برای سر زدن میان، منم شرایط مهمون داری ندارم، دلم سکوت و آرامش میخواد. به شوهرم گفتم تا ۴۰ روز میرم خونه مامانم که یه شهر دیگه است مگراینکه تو تضمین بدی فامیلات روزای اول که من اوکی نیستم، نیان اینجا.

همسرم گفت من نمیتونم تضمین بدم، اینطوری برات بهتره چون مادرت ازت مراقبت میکنه و علاوه بر بچه تو خودتم به مراقبت نیاز داری و کسی بهتر از مادرت هواتو نداره و منم میام بهتون سر میزنم.

(در بارداری هم دو ماه استراحتی شدم و رفتم خونه مامانم)

مادرشوهرم از تصمیم ما خبر نداره و  همش میگه ببینم بعد زایمان مامانت چیکار میکنه و چقدر اینجا میمونه، منم سکوت میکنم و لبخند میزنم.

چند روز همش میگه من برای دختر اولیم یک ماه موندم خونشون، برای دختر دومی ده روز و از این حرفا...

یاد شب یلدای اولمون تو نامزدی افتادم که مادرشوهرم میگفت خواب دیدم اینا بچه دار شدن و عروسم داره میره خونه مادرش...   ما رسم داریم بعد بیمارستان بیان خونه خودشون (البته که الکی میگه و من تو فامیلاش همچین رسمی ندیدم)

یه زنداداش شوخ طبعی داشتم که تازگی به رحمت خدا رفته، اونموقع برگشت و به مادرشوهرم گفت حاج خانم نگران نباش عروست میره خونه خودش و ما هممون میاییم اونجا... (که قسمتش نشد 🥹🥹)

اما انگار خواب مادرشوهرم داره تعبیر میشه 🫠😃

فقط نگرانیم از شوهرمه که به خاطر کارش نمیتونه بیاد پیش ما بمونه....


محض درد ودل و یادگاری این متن بلند رو نوشتم.



اگه یه ذره شک داشتم که بعد زایمانم اینجا سرم هوار نمیشن، الان مطمئن شدم

چون هفته پیش ۲۰ تا مهمون برای منی که ماه آخر هستم، اومد.

اونم برای شام...

درسته اکثر کارا رو خودشون کردن ولی مهمون داشتن در هرصورت دردسرای خودشو داره

خدارو شکر ما تو شهرمون رسم داریم تا چهل روز کسی خونه زن تازه زایمان کرده نمیره 

روز چهلم جشن میگیرن ناهار میدن هر کسی بخواد کادو بده همون روز میده 

 دعوا دوست داری؟اما من گزینه مناسبی نیستم چون بحثو ادامه نمیدم در شان من نیست عزیزم 💋 زحمت بکش برو جای دیگه شمشیر بکش 😁شهریارا  چه بجا زد فلکت سنگ محک تا تو باشی که طلا خرج مُطلا نکنی ، کاربر خانم 💕 ،اگه غلط املایی داشتم بهم بگو درستشو با سپاس 😁 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدارو شکر ما تو شهرمون رسم داریم تا چهل روز کسی خونه زن تازه زایمان کرده نمیره روز چهلم جشن میگیرن ن ...

ما هم همین رسم رو داریم

خونواده همسرم فرهنگشون با ما فرق داره و از یه جای دیگه دسته جمعی به شمال مهاجرت کردن ولی فرهنگشون رو حفظ کردن و خیلی خیلی پر رفت و آمد هستن.

پدرشوهرم اخیرا کسالت داشت و تا نزدیک یک ماه هرشب تا دو شب مهمون داشتن، وقتی میان زیاد میشینن و دیر میرن و اصلا درک نمیکنن شاید طرف نیاز به استراحت داره 

عزیزم برو خونه مامانت اگر میدونی فوری همه فامیل شوهرت میاند خونه خودت من تصمیم دارم خونه خودم برم چو ...

منم خونه خودم امکانات بهتری دارم

ولی متاسفانه اینا فرهنگشون با ما فرق داره و اگه مهمون بیاد تا دیروقت میشینه

از طرفی چون باهاشون تو یه ساختمونیم ممکنه وقت و بی وقت بیان اینجا و ساعت خواب من و بچه رو بهم بریزن.

برو خونه مادرت من پشیمونم چرا نرفتم که خانواده شوهرم هروز میومدن خونمون با شکم پاره سزارین شده بودم هروز باید  مهمون داری میکردم خم راست میشدم این باعث شد روز ۴۱ ام بخیه هامو بکشم نمیگرفت هنوزم دردش از بدنم نرفته بیرون

برو خونه مادرت من پشیمونم چرا نرفتم که خانواده شوهرم هروز میومدن خونمون با شکم پاره سزارین شده بودم ...

آره واقعا همینطوره

حالا اگه ناهار و شام هم نمونن، همون پذیرایی با میوه و چایی هم سخته.

درثانی روزای اول آدم خوابش بهم میریزه و ممکنه من بخوام وسط روز بخوابم ولی اینا بریزن تو خونه ام برای دیدن بچه.

نهایتا شوهرم ۴۰ روز در رفت و آمد باشه و سختی بکشه، از سلامتی و آرامش و روح و روان من که مهم تر نیست، میترسم خدای نکرده زیادی حرص بخورم و افسردگی بعد زایمان بگیرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز