وای بچه ها به کاری کردم
الان یکی خونمون بود مهمون مامانم من خواب بودم بیدار شدم بعد گفت بیا این مهمانم ببر خونشون
منم گیج بلند شدم بردم
سر یک کوچه پیچیدم زدم به سپر ماشین پارک شده درد گیر صدا داد
من گاز گرفتم رفتم سرعتم کم بود نمی دونم سپر شکست یا نه
برگشتنی از راه دیگه اومدم
کوچه نزدیک خونمون بود نکنه دنبالم کرده باشن استرس دارم
به مامانم نگفتم
یکم دلداری م بذبن از دست مامان من