بخدا سر هیچی پرید بهم سر هیچی قاطی کرد اصن
چند روز الکی الکی دعوا می کنیم امروز ام همین !
قرار بود صب ساعت ۱۱ بیدار بشه بیاد صحبت کنیم چون من دیگه نیستم تا شب بعد از خیلی وقت پیش بهش گفته بودم گفت چشم حتما میام
بعد ساعت ۱۲:۱۵ اومده میگه وای شرمنده نیومدم خواب بودم هیچی نگفتم گفتم باش عب نداره
بهش گفتم تا من برم یه ناهار بخورم توعم برو یه چیزی بخور بیا گفت باش بعد رفتم تا من اومدم این گفت برم ناهار. بخورم بیام منم گفتم چرا تا من میام میای آخه بعد به مسخره گفت ببخشید از این به بعد میگم مادرم تایم ناهار مون رو با شما دقیق کنه !!!
من اصلا منظورم این نبود ! بعد اومد دیدم اصلا حواسش به من نیست هرچی من میگم یا جواب نمیده یا اگه جواب میده همش دیررررر خیلی دیر جواب می داد منم از اینکه دیدم دیر جواب میده ناراحت شدم گفتم لابد کار داره بهش گفتم به کارات برس مزاحمت نمیشم بعد یهو مثل بمب ترکید سرم هرچی دلش خواست گفت💔💔
آخه مگه من چیکار کردم مگه چی گفتم این شکلی کرد 😔😔
انقدر عصبی شد زد گوشیش و خاموش کرد تنها باشه
بخدا که سر هیچی قاطی کرد:(
خیلی ناراحتم 😔😔💔
امروز روز مهمی بود برام خرابش کرد😭😭