چون چیز مهم نیست بیخودی یعضی ها گارد میگیرن
مثلا من خودم اصلا تو خونمون قلیون وسیگارو..قفل بود
اما شوهرم قلیون میکشید اونم عجیب
وقتی اومدیم خونه خودمون میخواست قلیون بزاره
میگفتم نه پرده هام سیاه میشن
نه دیوار خونه این میشه
حرفایی که خونوادم بهم میزدن منم گارد میگرقتم
تا اینکه دوستم گفت ولش کن بزار بکشه الان اینجوریه بعد از سرش میوفته
منم وا دادم میرفت تو اتاقی که دره تراس دلشت میکشید و..
دیگه وا داذم تو خونه
ببین اگر هرشب یا یک روز درمیون بود
بعد سه چار ماه اصلادیگع سمتش نرفت
مگر بیرون شهر کافه ایی میرفتیم اونم ماهی دوبار
و الان شاید پنج شیشه ماه اصلا حوصله قلیون و.این داستانارو نداریم چون زندگی انقدر دوندگی داره به تفریح و اینا نمیرسیم