فکرشو بکن مادرت با پدرت به زور ازدواج کرده بیست سال پیش
حاصل این ازدواج دو فرزند بوده ۱۷ ساله و ۸ ساله
پدر و مادر بعد از بیست سال هنوز دعوا دارن و نمیتونن حتی حرف های ساده هم رو بفهمن
پدر از اول زندگی وضع مالیش بد بوده سال ۹۶ خوب میشه به مدت دو سال
بعد ورشکست میکنه و این خانواده به بدبختی زندگی میکنن و هنوزم میکنن
مادر و پدر هر دو سکته ای هر لحظه ممکنه با یه حرف ساده روحشون بهم بریزه و سکته کنن
دکتر حتی گفته مادر اگه دوباره سکته کنه ممکنه....😭😭😭
این زندگی منه
من فحش ها، دعوا ها، کتک ها، قهر ها، بی پولی ها، نخوری ها، نپوشی ها، گریه ها، حرف های ساده ای که دلی رو شکستن و.... از هیچکدوم اینا نگفتم
مادر وپدر من درد دل هاشون رو برای من میارن من برای کی ببرم من دارم نابود میشم
آخرشم پدرم میگه تو یه قرمساقی که فقط به آرزوهات و پول فکر میکنی و برای پول همه کار میکنی این حرف خیای درد داره😔💔😭
مگه آرزو های من چیه من مثل همه جوان ها یه خونه یه ماشین یه زندگی آروم میخوام
من ۱۷ سالمه یه دختر که بهش میگن تو طرز فکرت قدیمیه چرا چون من به پسر محل سگ نمیدم همه فکر و ذهنم درسم و زندگیمه برای زندگیم مثل سگ دارم جون میکنم
من رشته مورد علاقمو نرفتم رفتم فنی که برم سرکار چون خانوادم پول ندارن
من دیگه نمیکشم....💔