منم چند سال پیش امتحان نوبت اول داشتم تموم که شد خواستم برگردم یه کوچه خیلی خلوت بود
یه مرده داشت رو ب روم میومد بعد گفتم خدایاااا چرا اینقددد رو ب روم میاد همین ک رسید بهم با یه دستش دوتا سینه هامو فشار داد
اول دست دیگشم برد .. پام
ینی مثل چوب خشکککک شدم نه میتونستم تکون بخون نه داد بزنم
یهو بعد چند ثانیه ب خودم اومدم با لگد و جیغ افتادم ب جونششش ( اون زمان کاراته میرفتم بدنم اماده بود )
دیگه یه چند تا زنم اومدن اینم فرار کرد
یه بازم پسر عمم ... بازم
والا فریبه خوبه ادم هیچ وقت فامیل براش هضم نمیشه