کلیشه مرد نترس / زن ترسو محصول ارزش های پدرسالارانه ست ، اما این بز دل ها نصف و نیمه بهش پایبندن .
در ساختار سنتی ، تحمل کردن قلدری مرد یک پاداش داشت و اون هم این بود که در بحران میشد بهشون تکیه کرد ، این ها از میراث قدیم قلدری را نگه داشتن، اما در بحران فرقی با موش ندارن.
مرد سنتی باید برای زن و بچه که ترسیدن، حکم خنثی کننده وحشت داشته باشه که بیارزه و معنی داشته باشه قلدریش رو هم بپذیری .
مردی که وسط معرکه وحشت و مصیبت ، یکی لازمه خودش رو نوازش بده ، باید در همه موارد دیگه هم صداش رو بیاره پایین.
غیرت مرد سالارانه عمر بیشتری میکرد اگه بیشتر خرجش میکردن ، که نکردن.
کاراکتر مرد مسلط و با غیرت زمانی فرو ریخت ، که در موارد دیگه رگ گردنشون به قطر لوله پولیکا میشه و چاقو و داس غیرت تیز میکنن ، اما زمان حمایت و پشتیبانی ، متوسل به فمنیست و برابری میشن و مدیریت بحران رو یک مسئله ی مشترک میدونن و حتی از زیر مسئولیت شانه خالی میکنن و هیچ فرقی با موش های فاضلابی ندارن .
این دو گانگی مردها ، نه سنت مردسالارانه ی شرقی ست نه برابری غربی ، فقط موج سواری عده ای قلدر و سنتی نما و سو استفاده گر روی موج های بی عدالتی ست .