باگریه عقدکرد،
قبلش خیلییی باهم بودن، فکرکن پسرخاله ام چندمثقال طلای سنگین مناسبتی براش میخرید
خیلییی هم میخواستن ،اماخانواده خاله ام دوست نداشتن، مجبوری جواب مثبت داد، بازجرعقدکردو همسرش نرمال نبود، مشکل روحی واعصاب داشت ،زیریکسال طلاق گرفت مهریه و...ببخشید
اصلاخبرعقدش به پسرخاله ام برادرم دادداغون شد،اماالان خیلی خیلییی باهم خوبن، بهترین دامادخاله ام، دخترخاله ام هم بهترین عروس خاله ام
موردعشق وعاشقی زیاداریم فقط اینهابهم رسیدن