2777
2789
عنوان

خانوما کمک

90 بازدید | 17 پست

از صبح شوهرم خودشو ناراحت گرفته و هرچی میگم صحبت نمیکنه و فلان و اینا بعد حالم خیلی بد بود مریضم بودم بلند شدم غذا درست کردم بردم واسش میگه نمیخوام اشتها ندارم بعد دوساعت پیش رفتم تو اتاق دیدم داره لباس میپوشه گفتم کجا میری میگه میرم بیرون به تو ربطی نداره و فلان و داد و بیداد منم گفتم حق نداری بری بیرون خودت ک همش بیرونی و من مثل اسیریا تو خونه پس منم باید برم بیرون خودمو آروم کنم زد تو گوشم و لیوان و قندونو شکست و یه مشت کوبید تو پیشونیم و پسر عموش اومد دنبالش و رفت بیرون منم بهش پیام دادم ک لطف کن امشب نیا خونه نوشته باشه نمیام شما راحت باش به نظرتون خوب گفتم؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چش بود

چه میدونم چون همش باهام بحث میکنه و اینا بهش گفتم اگر دلت جای دیگس و با این کارات میخوای منو از خودت دور کنی نیازی نیست زبونی هم بگی من میرم از زندگیت ک اینجوری کرد 

خب آخه همش باهام بحث میکنه و دعوا درست میکنه

بعدا آروم شد دلیلشو بپرس ببین کی میره رو مخش ..پروش نکن هی بگی بش چته چیشده اینا ،بالغش کن با رفتارای سنجیده خودت ..وقتی باهات این رفتارو کرده چون دست بلند کرده کم محل کن سر سنگین باش بدونه کارش بده نمیتونه بخاطر تنهایی تو غارش دست بلند کنه ..عادتش نشه.

چرا؟

 با بقیه اش کاری ندارم ولی آخرش که گفتی خونه نیا به نظرم اصلا درست نبوده 🥲چرا خونه نیاد ؟

خونه نیاد بره کجا   

نمی‌خوام بترسونمت

این مردایی که شبا خونه نمیان و مخصوصا اینکه دعواتون شده باشه امکان این که سمت یه سری چیزا بره خیلی زیاده 

درسته همش به ذات آدم بستگی داره 

ولی این که میگی اخلاقش اینجوری هست و الان هم دعواتون شده نباید اینو میگفتی 


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792