پدرمنم هیچوقت نگفت مریض رفت تهران بستری شد بهمون گفت زخم معده کسی همراهمنیاد ما شهرستانیم دامادمون باهاش رفته بود اونم نگفت چیزی ب ما یبار کمن مدارکبابام و خونشون دیدم عکسگرفتمفرستادم نی نی سایت بهم گفتنکاصنزخممعده نیست وسرطان بهش کگفتیم فهمیدیم تهران شیمی درمانی میشه بمیرمکتالحظه اخر جنگید فقط بخاطر ما تالحظه اخذمنخوایت ماروناراحت کنه
برا پدرتون حمد میخونم ک شفا بگیره😔