2777
2789
عنوان

خیانت شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 486 بازدید | 36 پست

این جاست که میگن مثل   چشمای خودم اعتماد کردم بهش

عزیزم واضحه که این حرفو میزنه( اگه دوست نداشتم که نمی‌گرفتمت.خب معلومه چون گرفتت و تازه کلی هم  خرج عروسی وتدارکات دیده 😕اصلا مهریه رو در نظر نگیریم اون مجبوره این حرفو بزنه 

ته قضیه رو در بیار 

اون داره زیرآبی میره متاسفانه خیلی هم ادا خوبا رو درمیاره 

دوست داره نمی‌گم نداره اما ...مشکلتو باهاش حل کن .


الا بذکر الله تطمعن القلوب  انقد همه چی قشنگه حس میکنم رویاهامو دارم زندگی میکنم 🥺🌱🫀

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

چقدر درکت کردم من هم سه سال پیش چنین شبی رو گذروندم به همسرم مثل چشم هام اعتماد داشتم تا دیدم بعد 13 سال زندگی مشترک اخلاقاش تغییر کرده الکی دعوا راه میندازه جاشو عوض میکنه یک شب تلگرامشو هک کردم و دنیا روی سرم خراب شد با یه دختره چت کرده بود دل داده بود قلوه گرفته بود بهش گفته بود زنم فوت کرده و به یک دوست مشترکشون گفته بود من برای این دختره جونمم میدم هیچوقت این حرفش تا اخر عمرم یادم نمیره به روش اوردم دعوا راه انداخت کتکم زد بعد گریه زاری کرد قسم خورد دوستش گفته بوده این حرفارو بزنه و از این دروغا که همه مردا میگن اشتی کردیم اما دلم صاف نشد باهاش فک کردم ادم شده داشتم فراموش میکردم که سه ماه بعد فهمیدم خط و گوشی جدا خریده هیچوقت نتونستم ثابت کنم که خط گوشی جدا داره اما تا ابد دلم دیگه باهاش صاف نمیشه دیگه ذره ای دوسش ندارم هر چی تو دلمه فقط تنفره فقط ب خاطر بچم باهاش زندگی میکنم اما دیگه فقط پدر بچه منه همسر من نیست قلبم و روحم ازش جدا شده 

تورو خدا ول کن من تو حال خودم موندم حتی انگار دارم به جایی کشیده میشم که خودمو بکشم ولی همش میگم ارز ...

جدا شو چون هیچوقت دلت صاف نمیشه اون نامردم به کارش ادامه میده هربار فقط زرنگ تر میشه

جدا شو چون هیچوقت دلت صاف نمیشه اون نامردم به کارش ادامه میده هربار فقط زرنگ تر میشه

مشکل اینه حتی اگه بخوام جدا بشم هیچکس پشتم نیست مامانم امشب اومد خونمون گریه های اونو دید شروع کرد به فحش دادن من انگار من خیانت کرده بودم 

میدونم منم همین حس داشتم همش میگفتم چرا اینکارو کرده اما من مجبور بودم ب خاطر بچم تحملش کنم تو بچه ن ...

مامانم حتی امشب منو خونش نبرد که فامیل همه تو محلن خبر میشن گور بابای همشون دختره داره میمیره مامان 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792