2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من عشقم فامیله ولی مامانشو موقعی ک کلاس دوم بودم دیده بودم و نمیشناختمش 

چند ماه پیش مراسم پدربزرگم بود رفتم پیش مامانم گفتم دارم میرم من خونه ی پدربزرگ مادری 

یهو یه خانومه کنار مامانم بود بهش گفت عزیزم ماشالله این دختر توعه بیا عزیزم بوست کنم چقدر بزرگ شدی🤭

منم رفتم تازه دستشم بوسیدم 

یهو دختر عموم توی آشپزخونه داشت از خنده میمرد گفتم چته میخندی گفت مامان امیره🤣🤣

منو بگو برگشتم نگاهش کردم سریع وسایلمو برداشتم رفتم بیرون 

بعد میگه مامانم هنوز ک هنوزه به بابام میگه دختر فلانی چقدر خوبه ها سنگین مودب🤭

میگه نمیدونه من میخوام بگم برین خواستگاری

در سرزمین ما دختران رهبر متولد میشوند❤️

یه بار نامزدم اومد خونمون اون موقع نامزد نبودیم 😂😂

بعد رل بودیم رفتیم بازار انقد ضایع بازی در آورد آخر سر داشتم بند کفشم می‌بستم نشسته بودم رو صندلی اومد دستش انداخت دور کمرم مامانش فهمید اومد خاستگاری😂😂

بچه که بودم یه باررفته بودیم خونه ی خاله ی بابام من داشتم پفک میخوردم مامانم گفت به خاله تعارف کن من تعارف کردم خاله ی بابام دوتا پفک برداشت منم زده بودم توسرش گفتم چرا دوتا برداشتی یه دونه بردار😂😂😂😂

رفته بودم پایین بلوک اعلامیه بزنم به دیوار 

مدیر بلوکم پایین بود گفت بده من بزنم کمک کرد 

ی تیکه چسب اضافه اومد با دستش مچاله کرد میخواست  بندازه بره

گفتم دستتون درد نکنه اونو بدین به من 

گفت مگه لازمش داری آشغاله 

گفتم آره می‌خوام ببرم خونمون مرسی  

با دوستمو رلش رفته بودیم بیرون کافه میز کناریمون ۳ تا پسر بودن یکیشون خیلیییی خوشتیپ بود بعد من هی تو ذهنم میگفتم چقدر پسر خوش تیپه ++قیافش بعدش داشتیم می‌رفتیم که پسر اومد گفت چقده نازی تو من فک کردم با دوستمه ولی دیدم نگاش رو منه خیلی تعجب کردم چون دقیقا همون وایبی که ازش گرفته بودمو بهم داشت 

چارلی چاپلین عادت ندارم دردم را به کسی بگویم پس خاکش می کنم زیر چهره خندانم تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه قلبی🖤🌼

بچه که بودم یه باررفته بودیم خونه ی خاله ی بابام من داشتم پفک میخوردم مامانم گفت به خاله تعارف کن من ...

🤣

فردایی خواهد رسید که در آرزوهایم زندگی میکنم.درخواست ندید قبول نمیکنم
رفته بودم پایین بلوک اعلامیه بزنم به دیوار مدیر بلوکم پایین بود گفت بده من بزنم کمک کرد ی تیکه چسب ا ...

وای😅

فردایی خواهد رسید که در آرزوهایم زندگی میکنم.درخواست ندید قبول نمیکنم
با دوستمو رلش رفته بودیم بیرون کافه میز کناریمون ۳ تا پسر بودن یکیشون خیلیییی خوشتیپ بود بعد من هی ت ...

تهش چی شد بهم رسیدین

فردایی خواهد رسید که در آرزوهایم زندگی میکنم.درخواست ندید قبول نمیکنم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز