بچه ها من یکی از دوستانم پدر و مادرشون فوت کردن و این دوستم ۲۶ سالشه
بعد اینا یه آپارتمان ۴ طبقه دارن که کلا برای خودشونه
اونوقت این دوست من یه خواهر داره که این خواهرش چند سال ازش بزرگتره و خواهرش ۳۲ سالشه
و زمانی که پدر و مادرشون در قید حیات بودن هم این خواهر بزرگتره از زمان دانشجوییش رفت یکی از طبقات دیگه این ساختمون برای خودش زندگی میکرد
باید بگم که جفت خواهرا دخترای خوبی هستن.
اما دوست من که خواهر کوچیکه میشه با پدر و مادرش داخل یکی از طبقات بودن ، بعد که پدرش فوت کرد هم چند سال با مادرش داخل اون واحد زندگی میکردن و الان هم که مادرش فوت کرده این دوست من اونجا داره برای خودش زندگی میکنه
اما ظاهرا با خواهرش به مشکل خوردن
مثلا خواهره همش راه به راه به این دوستم میگه من میشه بیام طبقه ی تو بشینیم حرف بزنیم
اصلا مراعات نمیکنه که این دوست من اون زمان کار داره یا اصلا خسته است یا اصلا حالش خوب هست یا نیست
ینی انگار وقتی خودش کاری نداره اصلا دیگه مراعات نمیکنه دوست من الان وقت داره یا نه
کلا این دوستم میگه چند بار با خواهرم حرف زدم که من نمیتونم هر زمان که تو بخوای همش بشینم باهات حرف بزنم
اما خواهره اگه به این دوست من بگه من بیام طبقه ی تو و بشینیم حرف بزنیم و دوستم قبول نکنه ، اونوقت بهش برمیخوره و قهر میکنه
اصلا دوستم سر این قضیه اعصابش خورد شده
میگه وقتی پدر و مادرمون بودن اینطوری مشکل نداشتیم
ولی الان خواهرم انگار اصلا منو درک نمیکنه و همش بهم استرس وارد میکنه.
به نظر شما این دوست من چطور با خواهرش صحبت کنه که مشکلشون حل بشه؟