آخه تو این شهر غریب کسی غیر من دوسش نداشت
از سهم خودم میزدم که گشنه نمونه سرکار یوقتی
همه میگفتن بهش حیفه از دستش ندی
همه بهش میگفتن این آدمو پیدا نمیکنی اگه میخای بازی بدی با این آدم نه
سر حماقت خودم هنوز رد خودزنی روی دستام مونده ام کمرنگ خیلی کمرنگ شده
من نمیتونم اهنگ گوش کنم چون یاد عوضیش میافتم
دلم تنگ میشه الیته نه برای خودش برای اون لحظه ها اون خاطرات
بعد یمدت خودشو از چشم تموم دوروریامون انداخت و دیگه همچی تموم شد
بعد تموم کردن فشار روحی سنگینی رومن بود روزی یبار زنگ میزدم بهش میگفتم فقط باهام حرف بزن همین
یکماه طول کشید تا کمرنگ شد
همیشه کل مسير راهمون و با موتور اهنگ میخوندیم و میرفتیم
اهنگ جنون سامان جلیلی
یشب ساعت ۴صبح بود دوساعت مونده بود به سال تحویل رفتیم برام گل خرید و شب از ذوقم نخابیدم
آخرین باری که دیدمش و رفت شهر خودشون برای همیشه
دستمو گرفت گفت شاید این آخرین باریه که باهم راه میریم
خندیدم گفتم خدانکنه
ولی راست میگفت دیگه هیچوقت ندیدمش
ازون آدمایی نیستم که آرزوی خوشبختی یا چیز دیگه کنم بهش
فقط دوست دارم تاوان پس بده همین
تاوان گریه های من و مامانم