دلم بدجور شکسته دیگ طاقت آنقدر توهین رو ندارم
دارم دق میکنم😭😭😭😭
تروخدا اگ کسی هست کمکم کنه
نامزدم امشب گفت دیگ دوست داشتنم بهت تموم شد چون پشت خانوادت در اومدی (سر موضوع جهیزیه و مهریه و این کوفت و زهرمار) من خیلی باهاش کنار میام واسه بیرون رفتن مالی هرچی اونم میگه دوسم داره ولی همش خوردم میکنه پیش خانوادش میگ تو خودت خواستی اومدی من نمیخام سره چیزای الکی ام حرف از جدایی میزنه فردا دو سه روز دیگ عقد میکنیم امروز رفتیم وسایل خریدیم
برگشته میگه من کلا 14تا مهریه میدم3تیکه ام وسایل جهیزیه ...یخچال . لباسشویی،تلویزیون
خونه ام ندارع میگ من دوسال باید کار کنم خونه بگیریم یکم پول داره ولی کمه واسه خونه منم گفتم باشه من خیلی مدارا میکنم نسبت به بقیه دختر خاله هامو و فامیل ولی اصلا قدر نمیدونه و همش تا چیزی میشه میگ نمیخامت و میزنه تو سرم .چیکار کنم الآنم دعوامون شد راستی الان پیش مادر شوهرم بودیم یعنی امشب خونشون بودیم اوت همش پشت کنه یعنی چون حق با منه نامزدم برگشت گفت من اصلا دلتو نشکستم تاوان چی پس میدم منم بهش گفتم تو با حرفات دلمو شکستی همینطوری دلت بشکنه پیش مامانش، مامانم ناراحت شد گفت همه فدای پسرم و بچه هام آخرین بار باشع از این حرفا میزنی و آدم وقتی کسیش، بمیره دلش میشکنه منم گفتم نه مامان جان بد برداشت نکن منظور من با حرف بود مهرداد با حرف منو ناراحت میکنه شما بد برداشت نکن ببخشید ..
تروخدا کمکم کنید دارم دق میکنم