ازدواج یک دختر 28ساله مجرد بامرد 42ساله که زن وبچه اش توتصادف ازدست داده کار درستیه موقعیت اجتماعی خوبی داره پست سمت خوبی داره تحصیلکرده مرده وضعش هم خوبه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من نیستم یک نفردیگه البته دختره مورد هم داره مثلا باجنس مخالف خیلی بوده ولی باکره هست یافرزندواقعی خانوادش نیست از 2ماهگی اوازبهزیستی اوردن ولی تحصیلکرده خوش قیافه خوش تیپ هست
لطفاً زیر ۲۵سال توی تاپیکا به قصد کل کل با من مجادله نکنن.تبادل نظر با آدمای پخته رو ترجیح میدم🌹.تو این سایت یه سری هیولای خبیث انرژی خوار وجود داره که از انرژی بقیه تغذیه میکنن! خواستم بگم اگر تو یکی از اونها هستی بدون جواب کامنتات رو نخواهم داد و حتی کامنتات رو باز هم نمیکنم پس دنبال سوژه دیگری بگرد 🥰.تو این دنیا درد و رنج تموم نمیشن مگر اینکه درس لازم رو داده باشن.🌸
مادر پدر منم ۱۴سال فاصله سنی دارن شاید خیلی خوب درکت کنه اما الان به چشمم میبینم بابام پیرو افتاده شده مادرم سرحال و از همه چیش افتاده و نگهدار بابام شده
نهفروختن خودش به پولهپول میاد ولی جوونیت برنمیگرده
امضات عاااااااالی بود
لطفاً زیر ۲۵سال توی تاپیکا به قصد کل کل با من مجادله نکنن.تبادل نظر با آدمای پخته رو ترجیح میدم🌹.تو این سایت یه سری هیولای خبیث انرژی خوار وجود داره که از انرژی بقیه تغذیه میکنن! خواستم بگم اگر تو یکی از اونها هستی بدون جواب کامنتات رو نخواهم داد و حتی کامنتات رو باز هم نمیکنم پس دنبال سوژه دیگری بگرد 🥰.تو این دنیا درد و رنج تموم نمیشن مگر اینکه درس لازم رو داده باشن.🌸
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی