قرار بود ازدواج کنیم
هیچکسیو به اندازه اون دوس ندارم
چشموابروشو هرکی ببینه دلباختش میشه
چشمای خمار درشتش
اون ریش نرموبلندش
اون موهای لطیفش
قد رعناش
دستای گرمش
بغلش
صداش
نمیتونم از فکر هیچکدوم بیام بیرون
دارم روانی میشم
مدااااام گریه میکنم
افسردگی گرفتم
همش به خودکشی فکر میکنم