بچه ها نه دروغه نه چیزی فقط نیاز به کمکتون دارم
با دلیل بهم بگید چون مهترین تصمیم زندگیمه
پدرم زندانه مامانم خودش خرج در میاره حدود ده ساله دست بزن داره و هروقت میومد خونه دل ما خون
مامانم زن خوب و ارومیه بخوام برگردم مشکلی نداره
من یه بیماری هم دارم که واقعا آزار دهنده ست از لحاظ جسمی
یه بچه دارم یکساله نشده و همسرم بی نهایت عاشقشه و پدر خوبیه مهریه مک میبخشم بچمون میگیرم
اول خوبی هاشو میگم
خسیس نیست همه رستوران ها همه تفریح ها همه چیزهایی که نیاز دارم فراهم
خونه شغل خوب موقعیت خوب همه چیز
بدی هاش
دست بزم داره در بعضی مواقع بی نهایت خیانتکار و حتی با دختر عمه م دوست بوده متلک گو و تو سر من میزنه بیماری مو که اگه من نبودم کسی تورو میگرفت
همش هم انتظار داره برم خونه مامانش اینا و بچه ننه
خانواده ش
بی نهایت باهاشون احساس بدی دارم از مادرشوهر پدرشوهر و برادر شوهر و خواهر شوهر جاری گرفته تا همه
همش توقع بی حا اصلا نمیذارن راحت زندگیمو بکنم و بی نهایت فرق گذار بین من و جاری خیلی هم دامو شکستن که تو مریض بودی پسرم تورو گرفت مادر نیستی شیر خشک میدی میری پی هرزه بازی البته بعد عذرخواهی کردن ولی به حال من چه فایده
اگه بشه با علت بگین