بابا آنقدر من صداشون زدم
ازشون کمک خاستم
هیچی به هیچی
کلا صدای منو کسی نمیشنوه ، حتی خالقم
چقدر با ابالفضل صحبت کردم ، کو پس
چرا آرومم نکرد ، چرا جوابمو نداد
برای کسی مهم نیستم ، هیچکس منو دوست نداره.
فقط بمیرم راحت بشم ... که بقیه راحت زندگی کنند
دیگه امیدی انگیزه آیی ندارم ،
زندگی دلیل میخاد ، من ندارم ...
میگن ابالفضل باب الحوائجه ، داره خندم میگیره
میگفتم آقا ابالفضل عباس حاجتمو میده
ولی دیدم کاریم نداره ، بیخیالش شدم ...