خواب دیدم که خونمون گروه هیکلی گرفتن بعد میخواستم زنگ بزنم پلیس نزاشتن
رفتن یه خانه چوبی تو یه منظره طبیعت برام ساختن که لق بود و وقتی داخلش رفتم نمیتونستم برگردم و هر چی جلوتر میرفتم خونه لق میشد و میخواست روی سرم بریزه و بریم تو دریاچه که قبل از این کار خودم ، خودمو انداختم میدونستم شنا بلد نیستم و میمیرم
تا اینکه فرد قل چماق اومد نجاتم داد و گفت میخواسته برام درس عبرت باشه