قهر نمیتونم . مسخره بازی درنیاره منو میخندونه . تو کاراش کمکش میکنم یه مقدار پول میگیرم میگه دزدی . چند وقت پیش سرنیزه نشسته بودم یهویی دلم نون خشک خواست نگفتم که بخر . بهم گفت ازت چی دیدم که واست بخرم . چند سال خون دل خوردن براش پسانداز کردم اصلا دلش نمیاد واسم خرج کنه