همسایمون دوستمه چندوقته هر وقت میاد پیشم برادر کوچیکتر یازده سالشم میاره
کل مدت پسره چسبیده بهش هی میخواد باهاش بازی کنیم
مثل بچههای پنج ساله هم وقتی میبازه میزنه زیر گریه
همش توجه میخواد
من و دوستم تا صحبتمون گل میندازه کیلیک میکنه هی زر زر بریم خونه خسته شدم اخرشم خواهره به حرفش میکنه
یعنی من حق ندارم با دوستم خلوت کنم؟
قبلا چندبار بهش گفتم یکی دوبار بعد حرفم نمیارتش دفعه سوم باز میاره
مگه من پرستار بچم آخه با بیس و خوردهای سن واقعا واسه مادرش متاسفم
اعصابم خورده خواستم اینجا غر بزنم بهشونم چیزی میگی میگن ما خانواده دکتریم تحمل کنید