2777
2789
عنوان

مهمانی

197 بازدید | 12 پست

دیشب مادر شوهرم و پدر شوهرم رو دعوت کردم خونمون غذا درست کردم بعد مادر شوهرم اومده خونمون با قابلمه سوپش  من محلش نذاشتم خودش رفت گرم کرد و آورد سر سفره،برا همه یه کاسه بزرگ داد که غذا منو نخورن( اونا سوپ رو به عنوان یه وعده شام در نظر میگیرن) من چیزی نگفتم به نظرتون من باید چی کار میکردم؟

دفعه قبلم همین بود ماست آورده بود خودشون فقط ماست خوردند

ولی این دفعه پدر شوهرم دید ناراحت شدم غذا منم یه کمی خوردند

ببخشید تاپیکتون پیام میذارم،بجاش ب نیتتون صلوات میفرستم،مادرشوھرم نمیذارہ برم خونہ ی مادربزرگم ک از حج میان،بین منو جاریمم خییییلی فرق میذارہ دلم گرفتہ برا حفظ ابروداری نمیتونم ب کسی بگم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

مادرشوهرا چرا اینجوری شدن

دیروزم یکی تاپیک زده بود مادرشوهرم خونم غذا نمیخوره!!

سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟
من مادرشوهرم غذا میاره زنگ میزنه میگه غذا درست نکن بچه داری ولی مادرشوهرت معلوم نیست چشه

آخه منم بچه یکساله دترم ولی حتی خونمون که میاد اصلا از جاش تکون نمیخوره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792